|
راهنمای جامع حقوقی ودفاع تخصصی درپروندها
گروه وکلای آوید؛ وکالت تخصصی و مشاوره حقوقی ممتاز در تمام پروندهها با وکلای حرفه ای
| ||
|
سند رسمی در برابر قولنامه؛ چرا قانون یکطرفه از سند رسمی حمایت میکند؟ خیلی از دعاوی ملکی که در دادگاهها جریان دارد، از یک نقطه مشترک شروع میشود: خریداری که سالها قولنامه دستش بوده و حالا میبیند ملک به نام شخص دیگری ثبت شده. این اتفاق تصادفی نیست؛ ریشه در نحوه طراحی نظام ثبت اسناد در ایران دارد. مالکیت از نظر قانون، یعنی چه؟ ماده ۲۲ قانون ثبت اسناد و املاک، تکلیف را روشن کرده: کسی مالک شناخته میشود که ملک در دفتر املاک به نام او ثبت شده باشد. این ماده عمداً هیچ اشارهای به قرارداد عادی یا توافق شفاهی طرفین نمیکند. نتیجه عملیاش این است: اگر فروشندهای بعد از امضای قولنامه با شما، همان ملک را به نفر دیگری سند رسمی بزند، آن نفر دوم -از منظر قانون ثبت- مالک محسوب میشود. تاریخ قولنامه شما هرچقدر هم قدیمیتر باشد، در برابر ثبت رسمی وزنی ندارد. این وضعیت معمولاً وقتی رخ میدهد که فروشنده با سوءنیت یا حتی گاهی از سر ناآگاهی، یک ملک را دوبار میفروشد. راه چاره خریدار اول، طرح دعوای الزام به تنظیم سند رسمی است؛ دعوایی که میتواند ماهها یا سالها طول بکشد و نتیجهاش هم همیشه تضمینشده نیست. وقتی طرف مقابل انکار میکند فرض کنید دعوای مالکیت مطرح نیست، اما فروشنده امضای خودش را روی قولنامه انکار میکند. اینجا ماده ۱۲۹۲ قانون مدنی وارد بازی میشود: سند عادی در برابر انکار طرف، بهخودیخود اعتبار اثباتی ندارد. خریدار باید اصالت سند را از طریق کارشناسی خط و امضا در دادگاه ثابت کند؛ فرآیندی که هم زمانبر است و هم هزینهبر. سند رسمی از این مشکل معاف است. طبق ماده ۱۲۸۷ قانون مدنی، سندی که در اداره ثبت اسناد یا دفاتر اسناد رسمی تنظیم شده، رسمی محسوب میشود و تا زمانی که جعلیت آن در دادگاه ثابت نشود، معتبر است. بار اثبات اینجا برعکس میشود؛ کسی که سند رسمی را زیر سؤال میبرد، باید جعل بودن آن را ثابت کند، نه دارنده سند. تفاوت واقعی: اجرای بدون دادگاه نقطهای که بیشتر افراد در آن اشتباه میکنند، فکر میکنند فرق سند رسمی و قولنامه فقط در «اعتبار» است. تفاوت اصلی جای دیگریست: در اجرا. ماده ۹۲ قانون ثبت تصریح میکند که اسناد رسمی راجع به دیون و املاک، لازمالاجراست. این یعنی اگر طرف مقابل به تعهدی که در سند رسمی قید شده عمل نکند -مثلاً وامی را پرداخت نکند یا ملکی را تخلیه نکند- دارنده سند نیازی به طرح دعوا در دادگاه ندارد. مستقیم به اداره ثبت مراجعه میکند و پرونده وارد اجرای ثبت میشود؛ بدون نیاز به رأی قاضی. دارنده قولنامه چنین امتیازی ندارد. او باید دادخواست بدهد، منتظر تعیین وقت رسیدگی بماند، جلسات دادرسی را طی کند و در نهایت منتظر صدور و اجرای حکم باشد. اگر فروشنده در دسترس نباشد یا ملک چند بار دستبهدست شده باشد، این مسیر میتواند سالها به طول بینجامد. رویه دادگاهها چه میگوید؟ در پروندههایی که دارنده سند رسمی و دارنده قولنامه عادی بر سر یک ملک ادعا دارند، رویه غالب دادگاهها حمایت از دارنده سند رسمی است، مگر اینکه خریدار دوم ثابت کند از وجود قولنامه قبلی مطلع بوده و با سوءنیت اقدام به خرید کرده. اثبات این سوءنیت اما کار سادهای نیست و بار سنگینی روی دوش خریدار اول میگذارد. جمعبندی عملی قولنامه ابزار بیارزشی نیست؛ در بسیاری از معاملات نقطه شروع و تضمین اولیه محسوب میشود. اما کسی که فکر میکند با امضای قولنامه معامله تمام شده، تصویر ناقصی از قانون دارد. فاصله میان قولنامه و سند رسمی، همان فاصلهایست که در آن، دعاوی ملکی شکل میگیرد. تا وقتی ملک در دفترخانه به نام شما ثبت نشده، مالکیت شما بیشتر روی کاغذ است تا در دفتر املاک. برچسبها: قولنامه, وکیل ملکی, مشاور املاک, کانون وکلا [ سه شنبه بیست و چهارم شهریور ۱۴۰۵ ] [ 18:13 ] [ گروه وکلای آوید ]
|
||