راهنمای جامع حقوقی ودفاع تخصصی درپروندها
گروه وکلای آوید؛ وکالت تخصصی و مشاوره حقوقی ممتاز در تمام پرونده‌ها با وکلای حرفه ای 
قالب وبلاگ
لینک های مفید



حق سرقفلی و حق کسب و پیشه؛ دو مفهومی که در دادگاه سرنوشت متفاوتی دارند

خیلی از مستأجرها و حتی بعضی موجرها، سرقفلی و حق کسب و پیشه را یک چیز می‌دانند. این تصور اشتباه، در عمل دعاوی تخلیه را پیچیده می‌کند و گاهی باعث از دست رفتن حق قانونی یک طرف می‌شود. برای فهمیدن دلیل این تفاوت، باید به منشأ هر یک از این دو حق برگردیم.

سرقفلی از کجا می‌آید

سرقفلی موضوع ماده ۶ قانون روابط موجر و مستأجر مصوب ۱۳۷۶ است. طبق این ماده، سرقفلی مبلغی است که مستأجر در ابتدای انعقاد قرارداد اجاره به موجر پرداخت می‌کند و در ازای آن، استحقاق دریافت معادل عادلانه‌ی آن را در زمان تخلیه پیدا می‌کند. منشأ این حق یک قرارداد است، همان توافقی که طبق ماده ۱۰ قانون مدنی بین موجر و مستأجر بسته شده.

نکته‌ی مهم اینجاست: مستأجر با پرداخت سرقفلی، مالک آن می‌شود. این یک مالکیت واقعی و مستقل است، نه یک امتیاز موقت. به همین دلیل حتی اگر تخلیه به علت تخلف خود مستأجر اتفاق بیفتد، حق سرقفلی از بین نمی‌رود. تنها چیزی که تغییر می‌کند، شیوه‌ی ارزیابی آن است؛ کارشناس رسمی دادگستری قیمت روز تخلیه را تعیین می‌کند و موجر موظف به پرداخت همان مبلغ است.

حق کسب و پیشه چه فرقی دارد

حق کسب و پیشه و تجارت در فصل پنجم قانون روابط موجر و مستأجر مصوب ۱۳۵۶ آمده. برخلاف سرقفلی، این حق نتیجه‌ی یک قرارداد نیست؛ قانون‌گذار آن را مستقیماً برای مستأجرانِ مشمول قانون ۵۶ در نظر گرفته. طبق ماده ۳۰ همان قانون، طرفین حتی نمی‌توانند برخلاف این حق با هم توافق کنند.

اما همین ریشه‌ی قانونی، نقطه‌ضعف اصلی حق کسب و پیشه هم هست. بندهای ۷، ۸ و ۹ ماده ۱۴ قانون ۵۶ صراحتاً می‌گویند اگر مستأجر بدون اجازه‌ی موجر شغلش را تغییر دهد، مرتکب تعدی و تفریط شود، یا اجاره‌بها را پرداخت نکند، حق کسب و پیشه ساقط می‌شود. یعنی مستأجری که در ملک تجاری‌اش کاسبی دیگری راه انداخته، ممکن است در دادگاه دست خالی بماند؛ در حالی که اگر همین مستأجر سرقفلی خریده بود، هیچ‌کدام از این تخلفات نمی‌توانست حقش را از بین ببرد.

تفاوت در ماهیت مالی

حق کسب و پیشه یک مال تبعی محسوب می‌شود؛ یعنی تابع منافع ملک موضوع اجاره است و به همین دلیل توقیف مستقل آن بدون توقیف منافع عین مستأجره اصولاً پذیرفته نیست. سرقفلی این محدودیت را ندارد. چون از یک قرارداد مستقل ناشی شده، مستأجر می‌تواند آن را جدا از عین مستأجره منتقل کند یا به رهن بگذارد.

نظریه‌ی هیئت عالی قوه قضاییه در نشست قضایی چهارمحال و بختیاری، دقیقاً همین نکته را تأیید کرده: منشأ حق کسب و پیشه قانون است و منشأ سرقفلی قرارداد، و همین تفاوت منشأ است که آثار متفاوتشان را در تخلیه رقم می‌زند.

چرا این تفاوت در دادگاه اهمیت دارد

فرض کنید موجری در جریان دعوای تخلیه، حاضر به پرداخت حق کسب و پیشه می‌شود. طبق قانون ۵۶، دادگاه پرونده را به کارشناس رسمی ارجاع می‌دهد و مبلغ را تعیین می‌کند. اگر موجر این مبلغ را نپردازد، مستأجر می‌تواند منافع ملک را به شخص ثالث منتقل کند. این ساز و کار مخصوص حق کسب و پیشه است و برای سرقفلی معنا ندارد، چون در سرقفلی اصلاً بحث سقوط حق مطرح نیست؛ فقط باید ارزش روز آن تعیین و پرداخت شود.

پس پیش از هر اقدامی، اولین سؤالی که باید پاسخ داده شود این است: قرارداد اجاره‌ی مورد نظر تابع کدام قانون است، ۱۳۵۶ یا ۱۳۷۶؟ همین یک سؤال، مسیر کل پرونده‌ی تخلیه و میزان حقی که هر طرف می‌تواند مطالبه کند را تعیین می‌کند.


برچسب‌ها: سرقفلی, کسب و پیشه, وکیل محمود پور تیموریان, وکیل سمنان
[ جمعه سیزدهم شهریور ۱۴۰۵ ] [ 10:27 ] [ گروه وکلای آوید ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

لینک های مفید
امکانات وب
تماس با ما