راهنمای جامع حقوقی ودفاع تخصصی درپروندها
گروه وکلای آوید؛ وکالت تخصصی و مشاوره حقوقی ممتاز در تمام پرونده‌ها با وکلای حرفه ای 
قالب وبلاگ
لینک های مفید



دو مسیر متفاوت

نمونه کلاسیک انفساخ، تلف مبیع معین پیش از تحویل است. ماده ۳۸۷ قانون مدنی در این حالت بیع را منفسخ می‌داند و ثمن باید به خریدار برگردد. خریدار اظهارنامه نمی‌فرستد و حکمی هم لازم ندارد. اگر دادگاه وارد شود، فقط وقوع انفساخ را اعلام می‌کند و خودش آن را ایجاد نمی‌کند.

فسخ منطق دیگری دارد. ماده ۴۱۸ به کسی که دچار غبن فاحش شده حق فسخ می‌دهد. این فقط یک حق است و تا وقتی اعمال نشود، معامله پابرجاست و آثارش جاری. مالکیت منتقل شده، ثمن پرداخت شده، و اگر طرف مقابل ملک را بفروشد، همان فروش هم معتبر است. این فرق در پرونده‌ها خودش را نشان می‌دهد: کسی که فکر می‌کرد قرارداد «خودبه‌خود» تمام شده، ماه‌ها بعد می‌فهمد هیچ حقی اعمال نکرده است.

شرط فاسخ؛ جایی که عبارت‌پردازی همه‌چیز است

در بسیاری از مبایعه‌نامه‌ها این جمله دیده می‌شود: «در صورت عدم پرداخت تا تاریخ مقرر، قرارداد فسخ شده تلقی می‌شود.» به نظر می‌رسد انحلال خودکار است، ولی معمولاً چنین نیست. رویه غالب این عبارت را شرط خیار می‌داند، یعنی طرف ذی‌نفع باید فسخ را اعمال کند. دلیلش اصل لزوم قراردادهاست (ماده ۲۱۹)؛ برای کنار گذاشتن این اصل، قصد طرفین باید روشن باشد.

اگر منظور واقعاً انحلال خودکار است، باید همین را نوشت: «قرارداد در صورت عدم پرداخت تا تاریخ ... خودبه‌خود منفسخ می‌شود و نیازی به اعلام ندارد.» تفاوت این دو جمله می‌تواند تفاوت یک قرارداد زنده و یک قرارداد مرده باشد، و هر کدام از طرفین ممکن است بخواهد دیگری را بپذیرد.

فوریت در اعمال فسخ

خیار غبن بعد از علم فوری است (ماده ۴۲۲). یعنی کسی که فهمیده مغبون شده، نباید ماه‌ها منتظر بماند. دادگاه‌ها بسته به اوضاع و احوال بررسی می‌کنند که تأخیر موجه بوده یا نه. بیماری، غیبت یا ندانستن حق می‌تواند عذر باشد، ولی «می‌خواستم مشورت کنم» معمولاً کافی نیست. در شرط خیار وضع فرق دارد، چون مهلت را خود قرارداد تعیین می‌کند و باید همان رعایت شود.

عملاً، همان روزی که تصمیم به فسخ گرفته شد، باید اعلام آن مستند شود، مثلاً با اظهارنامه رسمی. اگر بعداً بر سر زمان اطلاع یا اعمال اختلاف پیش بیاید، همین سند تعیین‌کننده است.

اسقاط کافه خیارات

این عبارت تقریباً در هر قرارداد ملکی چاپ شده است. مفادش ساقط‌کردن همه خیارات است، ولی گستره‌اش بی‌حد نیست. این‌که شامل خیاراتی می‌شود که پس از عقد پدید می‌آیند، مثل تخلف از شرط یا تعذر تسلیم، محل اختلاف نظر است. خیاری هم که طرفین از وجودش بی‌خبر بوده‌اند، به‌سادگی تحت پوشش آن قرار نمی‌گیرد. اگر خیار مشخصی برایتان مهم است، پیش از امضا بپرسید که این عبارت کلی آن را از بین می‌برد یا نه. اگر قصد اسقاط یک خیار معین است، نامش را بنویسید.

پیش از امضا

سه سؤال را از خودتان و از طرف مقابل بپرسید. اگر مشکلی پیش آمد، قرارداد خودبه‌خود منحل می‌شود یا باید فسخ اعمال شود؟ مهلت اعمال آن تا کی است؟ و کدام خیارها را دارم و کدام را با امضای این برگه از دست می‌دهم؟ پاسخ این سه سؤال، بیش از هر بند دیگر قرارداد، مسیر اختلافات آینده را تعیین می‌کند.


برچسب‌ها: وکیل ملکی, وکیل حرفه ای بانک, دعاوی بانکی, بانک ملت
[ چهارشنبه پانزدهم مهر ۱۴۰۵ ] [ 11:59 ] [ گروه وکلای آوید ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

لینک های مفید
امکانات وب