|
راهنمای جامع حقوقی ودفاع تخصصی درپروندها
گروه وکلای آوید؛ وکالت تخصصی و مشاوره حقوقی ممتاز در تمام پروندهها با وکلای حرفه ای
| ||
|
اول، عین مال اگر مال بردهشده هنوز در دست مرتکب یا کسی باشد که از او گرفته، بحث نرخ پیش نمیآید. دادگاه حکم به رد همان عین میدهد و قیمتگذاری لازم نیست. دعوای نرخ فقط وقتی شروع میشود که عین موجود نباشد، چون فروخته شده، تلف شده یا به پول و دارایی دیگر تبدیل شده است. قواعد عمومی مسئولیت مدنی در این حالت مثل یا قیمت را جانشین عین میکند. برای پول و اموال قیمی عملاً از «قیمت» حرف میزنیم و همینجا سؤال زمان مطرح میشود: قیمت چه روزی؟ سه تاریخ ممکن در رویه سه زمان برای ارزیابی دیده میشود: روز وقوع جرم یا تلف، روز صدور حکم و روز اجرا یا پرداخت. طرفداران قیمت روز وقوع جرم میگویند خسارت همان لحظه به وجود آمده و مرتکب نباید بیش از آنچه برده، پس بدهد. طرفداران قیمت روز پرداخت استدلال میکنند که هدف جبران است و جبران با عددی که قدرت خرید را از دست داده، محقق نمیشود. اگر مرتکب پانصد میلیون اسمی را در سال سوم برگرداند، شاکی عملاً سه سال بدون مال و بدون سود مانده است. ماده ۱۴ قانون آیین دادرسی کیفری هم از جبران ضرر و زیان ناشی از جرم حرف میزند، نه از بازگرداندن عدد اسمی، و همین عبارت تکیهگاه اصلی شاکی است. با این حال رویه یکدست نیست. بعضی شعب با استناد به همین منطق به قیمت روز حکم میدهند و بعضی همان مبلغ اسمی را کافی میدانند. هیچ قاعده صریح و عامی که تکلیف را برای همه جرایم روشن کرده باشد، سراغ ندارم. پس مبنای محاسبه باید در دادخواست یا شکوائیه با استدلال بیاید و به دادگاه واگذار نشود. کلاهبرداری: متن صریحتر ماده ۱ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری، علاوه بر حبس، رد مال به صاحبش و پرداخت جزای نقدی معادل مال اخذشده را مقرر کرده است. باید این دو را جدا دید. رد مال حق شاکی است و جزای نقدی کیفر دولتی است که به صندوق دولت میرود و به جبران خسارت ربطی ندارد. شاکی از جزای نقدی چیزی نمیگیرد. درباره همین جزای نقدی، دیوان عالی کشور رأی وحدت رویهای صادر کرده است. هیئت عمومی در رأی شماره ۸۳۸ مورخ ۱۴۰۲/۸/۱۶ با تکیه بر تفسیر مضیق قوانین کیفری گفت اگر کلاهبرداری با مشارکت چند نفر انجام شده باشد، جزای نقدی هر شریک به اندازه سهم او از مال اخذشده تعیین میشود. این رأی مستقیم به نرخ ارز و تورم نمیپردازد، اما نشان میدهد دیوان در تفسیر ماده ۱ به متن چسبیده است و از آن مفهومی فراتر از ظاهر عبارت نمیسازد. نتیجه عملی برای شاکی این است که جبران تورم را باید از مسیر رد مال و ضرر و زیان بگیرد، نه از جزای نقدی. سرقت: قواعد عمومی در سرقت، چه حدی و چه تعزیری، متن خاصی که نرخ جبران را تعیین کند وجود ندارد. شاکی باید به قواعد عمومی ضمان و ماده ۱۴ آیین دادرسی کیفری تکیه کند. مطالبه عین یا مثل یا قیمت، همراه با خسارتهای دیگر، از همین راه ممکن است. اجرای مجازات سارق هم مانع مطالبه مال نیست و این دو مسیر جدا از هم پیش میروند. چون متن خاصی در کار نیست، استدلال وکیل برای قیمت روز در این پروندهها اهمیت بیشتری دارد و قوت کار به همین استدلال بستگی پیدا میکند. خیانت در امانت: دو مانع پیش از نرخ ماده ۶۷۴ قانون مجازات اسلامی فقط حبس را تعیین کرده و درباره رد مال و نحوه محاسبه آن چیزی نمیگوید. جبران خسارت، مثل سرقت، از قواعد عمومی و ماده ۱۴ میآید. اما در این جرم پیش از رسیدن به بحث نرخ، دو مانع هست که شاکی باید از آنها بگذرد. اول باید ثابت شود مال به عنوان امانت یا در قالب یکی از عقود مذکور در ماده، مثل اجاره، رهن یا وکالت، تسلیم شده است. دوم باید سوءنیت مرتکب روشن شود. بسیاری از این پروندهها همینجا گیر میکنند و به دعوای حقوقی ختم میشوند. از طرف دیگر، امانتدار مال را عمداً در اختیار داشته و تصاحب یا تلف کرده است. این وضعیت استدلال شاکی را برای قیمت روز قویتر میکند، چون کسی که از اعتماد استفاده کرده، سزاوار حمایت کمتری در برابر تورم نیست. خسارت تأخیر تأدیه مطالبه جداگانه خسارت تأخیر تأدیه با اصل ضرر و زیان فرق دارد. ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی خسارت تأخیر را در دیون پولی پیشبینی کرده، اما اینکه در دعوای کیفری و برای رد مال هم قابل مطالبه است یا نه، محل اختلاف شعب بوده است. اگر مبنای مطالبه قیمت روز باشد، مطالبه همزمان خسارت تأخیر هم میتواند به دوبارهشماری تورم تعبیر شود. خطر این تعبیر را باید در نظر گرفت و بسته به مبنایی که انتخاب میشود، یکی از این دو را اصل قرار داد. تورم و ضرر و زیان خودبهخود به حکم اضافه نمیشود و باید صریح و جداگانه خواسته شود. خواسته باید به ترتیب شامل رد عین، در صورت تلف قیمت روز اجرای حکم، و در صورت نپذیرفتن آن، قیمت روز صدور حکم باشد. تعیین قیمت هم معمولاً به کارشناس رسمی ارجاع میشود و بهتر است از ابتدا درخواست ارجاع به کارشناس در شکوائیه آمده باشد. اگر موضوع جرم ملک یا خودرو بوده، دادگاه کار را آسانتر انجام میدهد، چون قیمتگذاری مال مشخص است. در وجه نقد، مبنای محاسبه باید از شاخص قابل استنادی مثل تغییر قیمت طلا یا ارز یا شاخص تورم رسمی استخراج شود تا دادگاه فقط با یک عدد مبهم روبهرو نشود. اگر وجه نقد گرفته شده، آنچه را که اغلب به دست میآید باید واقعبینانه سنجید. دادگاه ممکن است همان مبلغ اسمی را برگرداند. دلیل خسارت تأخیر و تورم را وکیل باید ثابت کند، و رد این بخش از خواسته در مرحله اول، لزوماً به معنای بیاساس بودن آن نیست. برچسبها: رد_مال, خسارت_تاخیر_تادیه, وکیل_کیفری, بهترین_وکیل_کیفری [ سه شنبه پنجم آبان ۱۴۰۵ ] [ 9:4 ] [ گروه وکلای آوید ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||